محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

334

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

خطبه 19 امام عليه السّلام بر فراز منبر كوفه خطبه مىخواند ؛ در همين حال اشعث بن قيس به او چنين اعتراض كرد : « اى امير مؤمنان ! آن چه گفتى به زيان تو است ، نه به سود تو » امام عليه السّلام به وى خيره شد و گفت : نفرين خدا و همه نفرين‌كنندگان بر تو باد ! « ما يدريك ما عليّ ممّا لي ! عليك لعنة اللّه و لعنة اللّاعنين . حائك ابن حائك ، منافق ابن كافر ! و اللّه لقد أسرك الكفر مرّة و الإسلام اخرى ؛ فما فداك من واحدة منهما مالك و لا حسبك . و إنّ امرأ دلّ على قومه السّيف و ساق إليهم الحتف ، لحريّ أن يمقته الأقرب و لا يأمنه الأبعد . » ترجمه چه كسى تو را آگاهاند كه چه چيزى به سود ، يا زيان من است ؟ ! لعنت خدا و لعنت لعنت‌كنندگان ، بر تو باد . اى متكبّر متكبّرزاده ، منافق پسر كافر ! سوگند به خدا ، تو يك بار در زمان كفر و بار ديگر در حكومت اسلام اسير شدى و مال و خويشاوندى تو ، هر دو بار نتوانست به فريادت برسد . آن كس كه خويشان خود را به دم شمشير سپارد و مرگ و نابودى را به سوى آنها